به گزارش پایگاه خبری اردستان سلام، چهار دهه پس از رحلت امام خمینی (ره)، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، هنوز پرسش از نسبت اندیشههای او با آینده ایران، از مسائل اصلی در حوزه تحلیل سیاسی، فرهنگی و تمدنی است. در میان کلیدواژههایی که میتوان برای تبیین میراث نظری و عملی امام به کار برد، واژه «ایران قوی» از جایگاه ویژهای برخوردار است؛ نه بهعنوان یک شعار تازه، بلکه بهعنوان مضمون بنیادینی که در متن اندیشه سیاسی و سیره انقلابی ایشان تنیده شده است.
* امام راحل و ایران قوی؛ بازخوانی یک پیوند تمدنساز
امام خمینی در عصر سلطه نظام دوقطبی و در دل منطقهای که جولانگاه قدرتهای بیگانه شده بود، از استقلال، عزت و خودباوری ملی سخن گفت. او با صدایی که برخاسته از ایمان، مردم و تاریخ ایران بود، نهتنها نظامی کهنه و وابسته را فروریخت، بلکه باتکیهبر اراده ملت، نقشه راهی را ترسیم کرد که امروز نیز میتواند قطبنمای مسیر «ایران قوی» باشد.
* استقلال، اولین گام بهسوی قدرت ملی
نقطه شروع فهم امام از ایران قوی، «استقلال» بود. او بارها تأکید میکرد که ملتی که استقلال ندارد، هیچ ندارد. استقلال، در نگاه امام، فقط خروج بیگانگان از کشور نبود؛ بلکه استقلال در اندیشه، تصمیمگیری، اقتصاد، فرهنگ و حتی سبک زندگی بود. او معتقد بود که هرگونه وابستگی فکری و فرهنگی، بهمرور سایر ابعاد استقلال را نیز سست میکند. از همین رو بود که در نخستین سالهای پیروزی انقلاب، یکی از اصلیترین برنامههای امام، «خودباوری ملی» بود؛ تفکری که جوان ایرانی را به این باور رساند که میتواند بر پای خود بایستد، تولید کند، مدیریت کند و حتی با قدرتهای جهانی مقابله نماید.
* مردم، نقطه ثقل قدرت
ایران قوی در نگاه امام خمینی بدون مردم اصلاً معنا نداشت. او برخلاف بسیاری از رهبران تاریخ معاصر ایران، مردم را نه تماشاگر که بازیگر اصلی میدان میدانست. شعار «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر» تجلی روشن نگاه مردممحور او بود. درک امام از مردم نه صرفاً ابزاری سیاسی، بلکه ریشهای اعتقادی داشت. از دید او، مردم صاحبان اصلی انقلاباند و نقش آنان نه در حد رأیگیریهای موسمی، بلکه در سطح مشارکت واقعی در سرنوشت کشور است.
به همین دلیل است که در سختترین لحظات، از جنگ تحمیلی تا تحریمهای اقتصادی، امام همواره به مردم اعتماد میکرد و بر ایستادگی آنان تکیه میزد. این همان سرمایه اجتماعی عظیمی است که هر کشوری برای قویشدن به آن نیاز دارد. امام بهخوبی این سرمایه را شناخت و پاس داشت.
* دین و قدرت؛ پیوندی برای رهایی، نه سلطه
یکی از جدیترین سوءبرداشتها درباره امام خمینی، تقلیل اندیشه او به تئوکراسی یا حکومت دینی محض است. اما حقیقت آن است که امام دین را در خدمت انسان و کرامت او میخواست. دین در نگاه امام، ابزار سلطه نبود؛ بلکه نیرویی رهاییبخش برای خروج از ذلت، فقر، وابستگی و خودباختگی بود.
از همین رو، جمهوری اسلامی در اندیشه امام نه حکومت روحانیون که نظامی برآمده از اراده ملت و بر مبنای اخلاق، عدالت و توحید بود. این پیوند میان دین و قدرت، اگر درست فهم و عملی شود، یکی از عناصر تقویتکننده ایران قوی است؛ زیرا قدرت را از فساد میزداید و آن را به مسئولیت اخلاقی تبدیل میکند.
* مقاومت، گفتمان امتسازی
بدون تردید یکی از ارکان «ایران قوی» در اندیشه امام، مقاومت در برابر ظلم و سلطه است. این مقاومت صرفاً یک ابزار سیاسی یا نظامی نیست، بلکه هویتساز و تمدنساز است. وقتی امام از «صدور انقلاب» سخن گفت، مقصود او ارسال توپ و تانک نبود؛ بلکه گسترش روح مقاومت، عدالتخواهی و بیداری ملتها بود.
این گفتمان امروز نیز زنده است؛ در عمق استراتژیک منطقه، در اراده جوانان مقاومت در فلسطین و لبنان، در حرکتهای عدالتطلبانه جهان اسلام و حتی در جنبشهای ضدامپریالیستی در دیگر نقاط جهان. ایران قوی، در پرتو این مقاومت هوشمندانه، نهتنها از تهدیدها عبور کرده، بلکه گاه تهدیدها را به فرصت برای تثبیت قدرت ملی بدل کرده است.
* علموفناوری؛ ابزارهای اقتدار
یکی از ویژگیهای ممتاز اندیشه امام، نگاه آیندهنگرانه به علم و دانش بود. او بارها نسبت به عقبماندگی علمی ایران هشدار داد و جوانان را به تلاش در عرصه علموفناوری فراخواند. امروز، دستاوردهای علمی جمهوری اسلامی ایران، از پزشکی و نانو تا فناوری فضایی و صنایع دفاعی، مرهون همین روحیهای است که امام در ملت دمید. ایران قوی در قرن بیست ویکم بدون پیشرفت علمی ممکن نیست، و این گزاره را امام از همان آغاز انقلاب بهدرستی فهم کرده بود.
* اخلاق، عنصر مغفول قدرت
قدرت اگر اخلاق نداشته باشد، دیریازود فرو خواهد پاشید. این گزاره را تاریخ بارها اثبات کرده است. امام خمینی از معدود رهبرانی بود که در اوج قدرت، همگان او را به زهد، فروتنی، مهربانی و انصاف میشناختند. این اخلاق نه فقط یک ویژگی شخصی که بخشی از منظومه فکری او در باب حکمرانی بود. ایران قوی، فقط با سلاح و صنعت و سیاست ساخته نمیشود؛ بلکه باید در لایههای فرهنگی و اخلاقی نیز غنی باشد.
* راه امام، نقشه راه ایران قوی
امروز که ایران در معرض فشارهای بیرونی و آزمونهای داخلی قرار دارد، بازگشت به سیره امام خمینی نه بازگشت به گذشته، بلکه نگاهی رو به آینده است. امام نه با توهم که با واقعگرایی انقلابی، بنای ایران مستقل، عزتمند و قوی را نهاد. او نشان داد که میتوان هم متدین بود و هم پیشرو، هم انقلابی بود و هم عقلگرا، هم مستقل بود و هم اثرگذار در معادلات جهانی.
ایران قوی، در گرو احیای همین موازنههاست. بازخوانی اندیشه امام، نه از سر تعارف یا مناسبت، بلکه بهعنوان یک ضرورت تاریخی، ما را به این درک میرساند که قدرت واقعی، ریشه در ایمان، مردم، دانش، اخلاق و مقاومت دارد. راه امام، اگر درست فهم شود، همچنان چراغ راه ایران آینده خواهد بود.
انتهای پیام/
حمید فرخی
